آغاز قرن بیستم در واقع عصر فضا و زمان نام گذاری شده است، عصرزیبایی شناسی در حرکت، متغیر بودن و هیجان در ماشین. پل شبارت در کتاب معماری شیشه ای خود در سال ۱۹۱۴ می نویسد.
ما بیشتر زندگیمان را در اتاق های بسته سر کرده ایم. این فرهنگی است که با آن بزرگ شده ایم و خو گرفته ایم. سبک معماری ما تا حد زیادی تحت تاثیر فرهنگ ما بوده است. چنانچه بخواهیم تغییری در فرهنگمان ایجاد کنیم به ناچار باید در سبک معماریمان تغییر ایجاد کنیم و این امر تنها به وسیله ترک اتاق های بسته و تغییر دادن آنها حاصل می شود. با نهادینه شدن و معرفی معماری شیشه ای، راه برای عبور نورطبیعی خورشید ، ماه و ستارگان نه فقط از طریق پنجره ای کوچک بلکه از طریق دیوارها که صرفا از شیشه و آن هم شیشه های رنگی ساخته می شوند هموار می شود. بدین ترتیب محیط جدیدی که به وجود می آوریم ،فرهنگی نوین را با خود به همراه می آورد.
غرفه های شیشه ای برونو تات نیز به همین منظور طراحی شد و هدفی مشابه را دنبال می کرد که آن به کار گیری بهینه شیشه و استفاده از شفافیت و روشنایی آن درآینده معماری بود. البته شیشه جزو لا ینفک کارهای معماران بزرگ ازجمله مایس وان دور روحه،لو کوربوسیر و فرانک لیود است.

طی نیمه اول قرن بیستم، به جهت توسعه صنعت و تکنولوژی، بهبود و پیشرفت هایی در ساختار کارهای شیشه ای پدید آمد. و بالاخره در اوایل دهه ۱۹۵۰ پیشرفتی در صنعت تولید شیشه حاصل شد که تا به امروز ادامه دارد. آلیستار پیلکینگتون روش شناوری شیشه مذاب بر سطح فلز مذاب را ابداع کرد، که امروزه از آن به عنوان فرآیند شناور یاد می شود. با این روش ورقه های شیشه ای کاملا صاف و هموار تولید می شود که امروزه روشی غالب درتولید شیشه در سراسر جهان است.
استفاده از شیشه معمولی (غیر سکوریت) در ساختمانهای بلند مرتبه در صورت بروز حادثه اعم از طبیعی مانند زلزله یا حوادث ناشی از دخالت بشر ، خطر آسیب دیدگی جدی و حتی مرگ به

همراه دارد، چرا که شیشه شکسته شده به صورت قطعات بزرگ در هوا شناور می شود و شعاع زیادی را در معرض خطر قرار می دهد . بکار گیری شیشه های سکوریت بعلت شدن شیشه در صورت شکست و ریزش پای ساختمان خطرات احتمالی را به حداقل ممکن کاهش می دهد